كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )

387

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )

يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اى گروه مؤمنان إِذا لَقِيتُمْ چون به بينيد فِئَةً گروهى را از كفّار كه قصد حرب كنند با شما فَاثْبُتُوا پس بايستيد و از مقاتله ايشان روى متابيد وَ اذْكُرُوا اللَّهَ و ياد كنيد خداى را كَثِيراً يادكردنى بسيار بدل و زبان لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ مگر باشد كه شما ظفر يابيد بر اعدا گفته‌اند مراد از ذكر تكبير است در وقت شمشير زدن يا دعاى بد بر كفار برين وجه كه اللهم اخذ لهم اللهم اقطع دابرهم درين آيت تنبيه است بر آنكه بايد كه بنده را هيچ شغل از ذكر خداى باز ندارد نظم تو بهر حالى كه باشى در روز و شب * يك نفس غافل مباش از ذكر رب در خوشى ذكر تو شكر نعمت است * در بلاها التجا با حضرت است وَ أَطِيعُوا اللَّهَ و فرمان بريد خداى را وَ رَسُولَهُ و فرستاده او را در امر بجهاد و ثبات قدم در معركه قتال وَ لا تَنازَعُوا و خلاف مكنيد فَتَفْشَلُوا كه از مخالفت بددل شويد وَ تَذْهَبَ رِيحُكُمْ و برود دولت و قوت شما ريح مستعار از دولت است چه دولت در تمشى امور و نفاذ آن مشابه باد است در هبوب و نفوذ او گفته‌اند مصرع اذا هبت رياحك فاغتنمها بعضى برانند كه مراد باد حقيقى است چه نصرت نمىباشد الا به بادى كه حق سبحانه از مهبّ فتح فرستد و آن را ريح النصرت مىگويند و در حديث آمده كه نصرت بالصبا و اهلكت عاد بالدبور وَ اصْبِرُوا و شكيبائى نمائيد در مقاتله إِنَّ اللَّهَ به درستى كه خداى مَعَ الصَّابِرِينَ با صابرانست بحفظ و نصرت وَ لا تَكُونُوا و مباشيد كَالَّذِينَ خَرَجُوا مانند آنان كه بيرون آمدند مِنْ دِيارِهِمْ از سراهاى و منزلهاى خويش بَطَراً از روى سركشى و فخر وَ رِئاءَ النَّاسِ و براى نمايش خلق مراد اهل مكه‌اند كه به حمايت كاروان بيرون آمدند و در راه خبر بديشان رسيد كه كاروان به سلامت از بدر گذشت و مردم عزم رجوع كردند ابو جهل گفت لا بد است از آنكه به بدر رويم و بشرب خمر اشتغال نمائيم تا آوازه ابهت ما در احياى عرب منتشر شود و مردم از شجاعت و شوكت ما حسابى گيرند پس خداى تعالى مؤمنان را مىفرمايد كه شما از ديار خود چون كفار بيرون مىآئيد كه ايشان عجب مىورزند و ريا مىكنند وَ يَصُدُّونَ و بازميدارند مردمان را عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ از دين خداى وَ اللَّهُ بِما يَعْمَلُونَ و خداى به‌آنچه ايشان مىكنند مُحِيطٌ عالم است و بر اين‌ها جزا خواهد داد آورده‌اند كه چون قريش از مكه بيرون آمدند و بحوالى منزل بنى كنانه رسيدند به جهت كينه قديمى كه ميان ايشان بود انديشناك شده خواستند كه بازگردند ابليس به صورت سراقه بن مالك كه مهتر كنانه بود برآمده با ايشان ملاقات نمود و گفت شما نيكو حمايت مىكنيد برويد و من ضامنم كه از بنى كنانه ضررى بشما نرسد و من نيز طريق رفاقت مرعى مىدارم پس ابليس با جمعى از شياطين همراه ايشان روى به بدر آوردند و حق سبحانه ازين قصّه خبر مىدهد .